تبليغاتX
نیمه پنهان
می خواهم مرا ببینی،نه آنگونه که می خواهی باشم،آنچنان که هستم
86/06/08

بعد از یک هفته و اندی...

اول ِ اولش

عید ِ همتون مبارک

این دو روز که خیلی خوش گذشت

3شنبه...(یعنی شب)عید زندایی هر سال مولودی داره

دیروز  هم با این که تنها بودم...اما عصر کلی حال و هوام عوض شد و کلی بهم خوش گذشت...همه اش هم مربوط بود به چند صحنه از یه فیلم

...

این چند وقت که ننوشتم کلی اتفاق افتاده بود

مثلاً 2شنبه هفته پیش:

گفته بودم استاد مهندسی فناوریمون خیلی تند تند حرف میزنه و هممون جا میمونیم

2شنبه قرار بود امتحان بگیره

که یکدفعه صدای هممون در اومد که این چه وضع برنامه نویسی درس دادنه

یک صفحه اسلاید میندازین رو تخته با 35_40 خط برنامه بعد میگین خط 36 این کار و میکنه و تمام

ایشون هم فرمودن:شماها تا حالا تفریح کردین،درس نخوندین که...

گفتیم استادهامون هم درس ندادن؟

گفتن نه اونها هم تفریح کردن!!!!!

میخواین امتحان بدین

نمیخواین هم برین درستون و حذف کنین

ما هم اومدیم بیرون

البته 6 نفر موندن سر کلاس

نا گفته نماند که این جناب استاد عقیده های جالبی هم داشتن

مثلاً وقتی میاومدن سر کلاس یکی از بچه ها رو میفرستادن بالای صندلی که برن و درچه کولر و طوری تنظیم کنن که باد فقط به ایشون بخوره

اگر هم قبول نیکردی میگفتن میندازمت

یه بار هم من و 2 بار تا در ماشینشون فرستادن(البته 4 طبقه ناقابل) که برم یه پوشه بیارم...بعد هم گفتن نه این نبود ببر بذار سر جاش!!!

این اسلاید هایی هم که به ما درس میدن معروفیت خاصی داره

چون الان 6 ساله که در هر مبحث درسی همین اسلاید ها رو درس میدن ( از برنامه نویسی وب گرفته تا مهندسی فتناوری)

خلاصه به مسئول آموزش گفتیم و قرار شد این درس ترم بعد ارائه بشه...البته با یه استاد دیگه

اما قشنگی ماجرا حرف رئیس دانشگاه به همین استاد محترم  بود که

فرمودن:این بچه های فناوری عادشونه...لوسن

(آخه ما همون ترم اول که رفتیم دانشگاه کاری کردیم که استاد ریاضی و آمارمون بره و دیگه پشت سرشم نگاه نکنه!)

...

پ.ن1:دیروز یه  اس ام اس جالب داشتم از یه دوست (شاید)...

چه انتظار عجیبی!!!

تو بین منتظران هم

عزیز ِ من چه غریبی

عجیبتر که چه آسان

نبودنت شده عادت

نه کوششی

نه وفایی

فقط نشستیم و گفتیم:

خدا کند که بیایی!

پ.ن2:حالم خوبه..اما...

میگم این قانون جذب چرا درست عمل نمیکنه ... بعضی وقتها ؟؟؟

پ.ن3:حالا که من امتحان دارم همه عروسی گرفتنشون گرفته...این یعنی چی ؟؟؟...

خوب من دلم عروسی میخواد

شماها هم که هیچکدومتون دست به کار نمیشین

گناه دارم خب

پ.ن4:نیلو اونی که بهت میگفن شماها انگاری فقط تو پی نوشتهاتون مینوسین راست میگفت

من یکی که فقط ِ فقط تو پی نوشتها مینویسم

دلم برات تنگیده دختر...

کجایی تو؟

پ.ن5:استاد "من ِ با او" وقتی به دست میاد که این من وجودیمون و بذاریم زیر پامون و بشیم "من ِ بی من"

اونوقته که جا باز میشه برای" او" که بیاد و از بودنش همه و جودمون و پر کنه

پ.ن6:شنبه سالگرد ِ داداش علی  ِ

8 سال گذشت!

دلم خیلی برات تنگ شده

کاش بودی

پ.ن7:کسانی خوشبخت هستند که فکر و اندیشه شان به سوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان باشد ... "استوارت میل"


 نوشته شده در ساعت 13:3     |